من و بغض و اشک و اهم داد بیداد
تو میل جدایی و دل بستن به .....، داد بیداد
من و فکر و خیال عشق پاکم بهر روزی
تو فریاد های بی شمارد در جدایی، داد بیداد
مگرم کجای کارم به خطا بود
من و این سرشت و زندگانی داد بیداد
خدایا تو که گره گشای هر دردی
چگونه این گره کردی در کار من، ای داد بیداد
زعشق ....و جدایی و خزان دیدار او
هم اکنونم به تو مشکوکم ای وای بر من، ای داد وبیداد
چرا باید این باشد سر نوشتم به عشق بازی
من و بی حرمتی بر این عشق؟ای داد بیداد
با که گویم فریاد اه و فغانم را
من و خانواده ای پر از نکوهش!ای داد بیداد
ببایدم زین پس چشم به رایانه
که از یارم زنت اید خبر،چه رسمی است داد بیداد
کدامین راه را من خطا رفتم
بگو با من ....ی من فغان و اه بیداد
